حساب کاربری

نکات مهم تربیت کودک در مدرسه و مهد کودک

امتیاز : بازدید از این صفحه: 645 بازدید   


تعلیم و تربیت چیست؟ هدف تربیت کودک چیست؟

 

تعلیم و تربیت پلی میان خانواده و جامعه از یک طرف و میان گذشته و آینده از طرف دیگر است. دانش آموزان از فرآیند یادگیری باید به مهارت های دست پیدا کنند که بتوانند با کسب دانش و کشف راه حل مشکلات زندگی، خود را با تغییرات دانش زمانه سازگار کنند.

یک آسیب بزرگ در تربیت کودک،که مربیان و والدین از آن غافل اند.

ما باید به کودکان بیاموزیم که برنده شدن و پیشتاز بودن در این نیست که دیگران را پس بزنیم و یا آنها را از پیشرفت باز داریم. بلکه برنده واقعی کسی است که دیگران را نیز به پیش می‌راند و هر قدمی که به جلو میرود به فکر همراهان و همسالان خود نیز هست. ولی عدهای از دانش آموزان بر این تصورند که تا همکلاسی های خود را زمین نزنند نمیتوانند برنده شوند. باید این فکر غلط را از ذهن بچه ها خارج کنیم. بحران ها و مشکلات کنونی آموزش و پرورش باعث شده است که بسیاری از ارزش‌ها وارون شود به طوری که دانش آموز: «آزادی» را در مقابل تکلیف و «انضباط» ؛ «تفاهم» را در مقابل «مجازات» ؛ «استقلال» را در برابر «اقتدار» و «مشارکت» را در برابر «دستورات» قرار داده است.

آیا مدرسه محل خوبی برای تربیت کودک است؟

برنامه های درسی فعلی مدرسه ها از لحاظ تحقق اهداف تربیتی و معیارهای انسانی شکست خورده است. آموزشگران و گردانندگان مدارس برآنند که رفتار علمی و بازده ذهنی را مورد تاکید قرار دهند و شاگردان را نه بر پایه مصالح خود آنها، بلکه بر مبنای مصالح بزرگسالان اداره کنند. علاقه‌مندان به تربیت کودک و مسائل تربیتی ، بر مفاهیمی فراتر از فرآیندهای ذهنی تاکید می‌ورزند؛ یعنی در جستجوی زمینه‌های بالاتری برای رشد دانش آموزان هستند.

نقش مدارس در تربیت کودک چیست؟

پیامد‌های آموزش و پرورش مترقی باید فهمیدن، ابداع کردن و آفریدن باشد؛ نه تقلید کردن، تبعیت کردن و دنبال روی. این موضع گیری در واقع سرلوحه پایان دادن به یک سلسله فعالیتهای بیثمر در موسسات آموزشی و واقعیت بخشیدن به اسطوره ای که سالهاست مربیان سطوح مختلف زنجیره آموزش در آرزوی تحقق آنها به سر می‌برند.

در مدرسه‌ها فرایند یادگیری اغلب در حیطه شناختی و ذهنی خلاصه میشود. دانشآموزان را مجبور می‌کنیم تا آنچه را که ما خواهان آن هستیم بدانند. اما کمتر اتفاق میافتد که اجازه دهیم تا آنها خود احساس کنند، دوست دارند چه چیزهایی را بدانند. اکثر مطالبی که دانش آموزان یاد می گیرند، کاربرد مستقیمی در زندگی فردی و اجتماعی آنها ندارند. این که دانش آموزان یاد بگیرند چگونه دیگران را دوست داشته باشند، چگونه از زندگی لذت ببرند و… بسیار مهمتر کاربردیتر و سازنده تر از اطلاعات و معلوماتی است که در قالب یادگیری های طوطیوار به آنها ارائه می دهیم. چه بسا ضرورت کسب قدرت معنوی و کیفیت زندگی ، عملاً در پوشش فرا گرفتن قدرت مادی و کمیت زندگی به فراموشی سپرده میشود.

تربیت عقلانی کودک یعنی چه؟

در روش های سنتی آموزش ، هنگامی که دانش آموز فعال نباشد -یعنی در وضعی فعل‌پذیر قرار داشته باشد- به صرف شنیدن سخن معلم و دستورات دیگران چیزی یاد نمی گیرد. پس لازم است مدرسه فرصت دهد تا دانش آموز، مطابق تمایل و تحول خود بیاموزد. چنین آموزشی که با دخالت و انتخاب دانش آموز همراه باشد، آموزشی است که به تربیت عقلانی کودک می انجامد.

رقابت بین کودکان اگر به طور نادرست صورت بگیرد هم نابود کننده خلاقیت است و هم متوقف کننده پیشرفت. لذا واضح‌ترین کاری که معلمان می توانند در زمینه رقابت انجام دهند اجتناب از به کار بردن آن در مسایل درسی و تحصیلی است. همچنین لازم است، کودکانی را که به خودی خود به رقابت تخریب کننده می پردازند از این کار باز داریم. یکی از شیوه های مثبت برخورد با این مشکل، واداشتن کودکان به انجام وظایفی است که زمینه را برای مشارکت و سهیم شدن در کمک به دیگران و توجه به نتیجه نهایی در یک کار مشترک فراهم می کند؛ زیرا کیفیت یادگیری و علاقه به دانستن بیش از محصول و نتیجه کمی آن اهمیت دارد.

درس خواندن دانش آموزان دو گونه است:

عده ای از دانش آموزان به علت کنجکاوی و علاقه مندی به یادگیری و اشتهای اشباع ناپذیر برای دانستن، میل به یادگیری دارند برخی دیگر به علت این که از آنها خواسته میشود که مطالب مورد نظر ما را یاد بگیرند مجبور به یادگیری هستند. محصول یادگیری نوع اول، تربیت کودک ها و دانش اموزان خلاق، با نشاط، فعال و مبتکر و آزاد اندیش است و محصول یادگیری نوع دوم، بار آمدن افرادی مقلّد، بیزار از درس و مدرسه و فراری از دانش و دانستن می باشد. اهداف تعلیم و تربیت باید در ارتباط با نیازها و شرایط جوامع مشخص و بررسی شود. سوالی که در این مورد مطرح میشود این است که برای چه کاری و برای چه افرادی و چه نوع اجتماعی می خواهیم دانش آموزان را تربیت کنیم و آموزش دهیم؟

اینکه فرزندان ما یاد بگیرند چگونه احساسات خود را کنترل کنند، چگونه در برخورد با دیگران عواطف خود را تعدیل کنند، چگونه اعتماد به نفس و اتکا به خود و عزت نفس داشته باشند، چگونه نومیدی، افسردگی و احساس شکست را از خود دور کنند و چگونه از حسادت، کینه توزی و نفرت دوری بجویند، بسیار مهمتر و ضروریتر از مهارتهای شناختی، محفوظات ذهنی و معلومات درسی و نمرات کلاسی آنها می باشد. حال باید دید معلمان تا چه اندازه به این مفاهیم و تکالیف اساسی زندگی دانش آموزان خود اهمیت می دهند.

 

ارسال دیدگاه



X