حساب کاربری

از ماهی الکتریکی تا پنجره ای نوین به سوی درمان

امتیاز : بازدید از این صفحه: 377 بازدید   


تحریک فراجمجمه ­ای با جریان الکتریکی ، تکنیک توانبخشی عصبی جدیدی است که در حیطه روانپزشکی و روانشناسی به وجود آمده است. تکنیک فوق در درمان طیف وسیعی از بیماری­ها مؤثر بوده و نویدبخش کاربردهای توانبخشی و بالینی می ­باشد. استفاده از این روش آسان بوده و هیچ گونه عوارض جانبی جدی در پی ندارد. از دیدگاه فنی نیز استفاده از این تکنیک نسبت به سایر تکنیک­های تحریک عصبی ازجمله؛ rTMS یا نوروفیدبک ساده تر می­باشد. با این حال محققان و پزشکانی که علاقه­ مند به استفاده از این روش هستند، می بایست از دانش کافی در زمینه شبکه­ های عصبی مرتبط با بخش­های تحت درمان و تاثیرات احتمالی درمان بهره مند باشند.

تحریک الکتریکی برای درمان بیماری ها یک شیوه جدید نیست، بلکه قرن ها برای درمان مورد استفاده قرار می گرفته است. اولین منابع الکتریسیته برای تحریک الکتریکی توسط حیوانات تولید میشده است. مصریان باستان در مورد خواص الکتریکی گربه ماهی رود نیل میدانستند، اما شواهدی وجود ندارد که آیا از آن برای درمان هم استفاده می کردند یا خیر. اولین شواهد گزارش شده تحریک الکتریکی مربوط به چند قرن بعد در یونان باستان می باشد. در آن زمان ارسطو و افلاطون به تشریح توانایی اره ماهی برقی (Torpedo Fish) در درمان بیماری ها پرداختند. اولین شواهد استفاده از جریان الکتریکی بر رروی جمجمه به دوران امپراطوری روم برمیگردد که اسکریبونیوس لارگوس

( Scribonius Largus ) پزشک امپراطوری روم به تشریح به کارگیری ماهی برقی بر روی سر و درمان سردرد با این روش پرداخت. در اواخر قرن 11 میلادی، پزشک ایرانی ابوعلی سینا نیز استفاده از ماهی برقی بر روی پیشانی برای درمان صرع را پیشنهاد میدهد.

دِباخن بولگن برای اولین بار به­ صورت دقیق و منظم از برق برای تشخیص و درمان بیماری استفاده کرد. او حتی توانست با استفاده از صورتی ابتدایی از شوک الکتریکی قلب، زنی را که دچار مسمومیت با اکسید کربن شده ­بود و در حالت اغما قرارداشت، از مرگ نجات دهد.

در ایالات متحده امریکا در سال ۱۸۷۱، بیرد و راک ول کتاب خود را درمورد مصارف پزشکی برق، منتشر کردند. آن­ها  استدلال­هایی مبنی بر استفاده از گالوانیزه کردن (معادل با تحریک با جریان مستقیم در آن زمان) برای انواع نشانه ها ارائه کردند.

 

در اواخر دهه ۱۷۰۰ و اوایل دهه ۱۸۰۰ میلادی، جیووانی آلدینی (برادرزاده گالوانی) گزارش آزمایشاتی را ارائه کرد که در آن­ها از گالوانیزه کردن برای درمان روان­پریشی، افسردگی و زنده کردن مردگان استفاده شده ­بود. سپس او راه شعبده بازی را در بازگرداندن اجساد به زندگی در پیش گرفت و همین امر وجهه تحریک الکتریکی را برای ۱۰۰ سال آینده به خطر انداخت. در دهه ۱۹۶۰ تحقیقات حیوانی انجام شده با تحریک جریان مستقیم خفیف روی قشر مغز نشان داد که فعالیت­های عصبی می­توانند سریعاً تغییر کنند و این تغییرات برای چند ساعت باقی بمانند. این تحقیقات به­عنوان خواستگاه حقیقی تحریک فراجمجمه­ای با جریان الکتریکی مستقیم ( tES ) محسوب می­گردد. در حدود سال ۲۰۰۵ علاقه­مندی به tES افزایش یافت.   ظبراساس گزارشات سایت Pubmed که در زیر مشاهده میکنید در طول سال­های ۲۰۰۰ تا 2013، بیش از 1459 مطالعه با این روش  انجام شده است.

 

 

در تصویر زیر نیز رشد سریع پژوهش های انجام شده با استفاده از انواع تحریکات الکتریکی از سال 2000 به بعد را مشاهده می کنید.

 

تحریکات الکتریکی جمجمه ای با توجه به شکل جریان به انواع مختلفی تقسیم می شوند؛ تحریک با جریان مستقیم tDCS، با جریان متناوب tACS، با جریان پالسیک tPCS، و با جریان نویز تصادفی tRNS. معروف ترین نوع آنها tDCS میباشد، اما انواع دیگر علیرغم نوظهور بودنشان نوید اثربخشی موثر و ماندگاری را داده اند.

تحریک توسط الکترودهای اسفنجی که روی سر قرار میگیرند به جمجمه اعمال میشود. الکترودها نیز به واسطه سیم به دستگاه متصل هستند. همانند هر مدار الکتریکی، در اینجا هم یک قطب مثبت که مسئول تحریک و یک قطب منفی که مسئول مهار قشر زیرین خود است را داریم. جریان الکتریکی از قطب مثبت وارد و از قطب منفی خارج می شود.

 

از آنجا که فعالیت مغز یک فعالیت الکتروشیمیایی هست، وارد شدن جریان مثبت یا منفی به قشر مغز باعث تغییر در کاکرد آن ناحیه از مغز و در نتیجه بهبود علائم بیماری می شود.

الکترود مثبت آند نامیده می­شود. نظریه مشهوری در این زمینه بیان می­کند که تحریکات مثبت، نورون­های محلی را دِپلاریزه می­کند، به این معنی که با تغییر در ولتاژ آن­ها به میزان ۵ تا ۱۰ میکروولت، نورون­ها را از حالت پتانسیل استراحت با ولتاژ ۶۵ میکروولت به ولتاژ ۵۵ میکروولت می­رساند. در نتیجه نورون­ها به ورودی های کمتری از طریق دندریت­هایشان برای شروع فعالیت (دِپلاریزاسیون) احتیاج دارند. الکترود منفی که کاتد نامیده می­شود، نورون­ها را کمی هایپرپلاریزه می­کند و درنتیجه نورون به ورودی­های بیشتری از دندریت برای شروع فعالیت احتیاج پیدا می­کند. در پژوهشی با استفاده از طیف نمای تشدید مغناطیسی مشاهده کردند که تحریک مثبت میزان گابا (تعدیل ­کننده عصبی مهاری) را در محل تحریک افزایش می­دهد که نتیجه آن افزایش فعالیت نورونی است، درحالی که تحریک منفی عمدتاً باعث کاهش میزان گلوتامات (تعدیل­ کننده عصبی تهییجی) محل تحریک و در نتیجه کاهش فعالیت نورونی می­شود. همچنین نشان داده شده ­است که تحریکات آندی باعث افزایش جریان خون مغز و امواج مغزی بتا و گاما می­شود. تحریکات کاتدی جریان خون مغزی را کاهش می­دهد درحالی که فعالیت امواج مغزی دلتا و تتا را افزایش می­دهد.

پس از بیان تاریخچه و مکانیزم عمل تحریکات الکتریکی شایسته است به اثرات درمانی آن پرداخته شود تا فواید این شیوه علمی برای خوانندگان ملموس گردد. از تحریکات الکتریکی بصورت موفقیت آمیز در پژوهش ها برای درمان افسردگی، اضطراب، میگرن، نقایص حرکتی و تکلمی پس از سکته مغزی، آفازی، درمان درد، بیش فعالی و نقص توجه، افزایش یادگیری، ارتقاء مهارت های ریاضیاتی، جلوگیری از پیشرفت دمانس (آلزایمر)، اختلالات تیک، ولع مصرف مواد مخدر، ولع خوردن و چاقی، وزوز گوش، لرزش دست و .... استفاده شده است. در مرکز باور نیز بصورت موفقیت آمیز چندین مورد درمان شده اند که در صفحات بعدی شرح آنها را خواهید دید.

 

 

 

ارسال دیدگاه



X